جمال الدين محمد الخوانساري
33
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
1718 اللّجاج ينتج الحروب ويوغر القلوب . لجاجت كردن يعنى دشمنى كردن با مردم يا ايستادگى كردن بر باطلى مىزايد جنگها را يعنى سبب آنها گردد وبكينه آورد دلها را يا افروخته كند آنها را از خشم . 1719 العلماء غرباء لكثرة الجهّال . علما غريبانند بسبب بسيارى جاهلان ، پس هر جا كه عالمي باشد در ميان جاهلان تنها وغريب باشد . 1720 النّاجون من النّار قليل لغلبة الهوى والضّلال . رستگاران از آتش كماند بسبب غلبهء هوا وهوس وگمراهى بر مردم . 1721 الدّنيا لا تصفو لشارب ولا تفي لصاحب . دنيا صاف نباشد از براي آشامندهء بلكه آميخته باشد بگل ولاي كدورات وآلام ، ووفا نكند از براي هيچ صاحبي بلكه بزودى زايل شود از أو ومنتقل شود بديگرى ، 1722 الصّبر على النّوائب ينيل شرف المراتب . شكيبائى بر مصيبتها مىرساند ببلندى مرتبهها وپايهها ودر بعضي نسخهها « المطالب » بدل « المراتب » واقع شده وبنا بر اين ترجمه اين است كه مىرساند به برترى مطلبها يعنى بمطالب بلند مرتبه . 1723 المذنب عن غير علم برئ من الذّنب . گناهكار از روى ندانستگى برى است از گناه يعنى گناهى ندارد گنه كار آن است كه گناه را دانسته كرده باشد واين در بسيارى از جاهاست مثل اين كه در مكان عصبى نشسته باشد يا نماز كند ونداند كه غصب است ودر جامهء نجس نماز كند